چقدر زود عمرآدمیزاد می گذره ثانیه به ثانیه ش عزیزه ودست نیافتنی
یادم نمی ره برای شب اول رجب چقدر خوشحال بودم که دوباره یه فرصتی پیش اومده که یه قدم به خدا نزدیکتر بشم اما حالا.......رجب رفت وشعبان تمام شد وبا اومدن ماه مبارک رمضان بایدخودم رو برای یه جنگ عظیم با نفسم آماده کنم
باید آماده شم تا گرد وغبار فراموشی ونسیان رو از کلبه قلبم پاک کنم , باعطر ایمان بوی تعفن تردید رو از بین ببرم, لباس پاکیزه وآراسته تقوی به تن کنم وجامه مندرس وچرکین گناه رو دور بندازم
باید قفل محکمتری بردروازه دنیا پرستی بزنم ,قفلی از جنس یادمرگ و آخرت
باید پنجره های ارتباط با خدا مو باز کنم ,باید از هوای تازهرمضان استنشاق کنم ومشام جانم رو با تلاوت آیات روح افزای قرآن وزمزمه مناجات سحرهای رمضان عطرآگین کنم
بایدخودم رو برای یه سفر آماده کنم با توشه سبکباری وسبکبالی
سفر الی الله
واینک درآستانه این سفر بجای وداع باید سلامی آغازکنم
و سلام وصد سلام بر توای ماه خدا 
راستی این نغمه زیبا رو هم به مناسبت ماه رمضون گذاشتم گرچه اونی که مدنظرم بود پیدا نکردم .از همه عزیزانی که تو این مدت برام کامنت گذاشتن ومطلب تکراریمو می دیدم هم عذر می خوام وهم صمیمانه سپاسگذارم .
خواهشا ما رو تو لحظات ناب دعا فراموش نکنید
یاعلی