اولا سلام علیکم
ثانیا معذرت ،عذرتقصیر بابت تاخیر![]()
راستش بعضی از دوستان می دونن که چرا این وبلاگ زود به زود آپدیت نمی شه البته مجالش هم نیست که اینجا بیان کرد اما از همه اون عزیزانی که نمی دونن وبهم سرمی زنن وازدیدن مطالب تکراری خسته می شن ، صمیمانه عذر خواهی می کنم ![]()
سوژه ای برای نوشتن ندارم اما حیف دیدم که حالا که موقعیت پیش اومد دست خالی برگردم![]()
اینروزها تنهاچیزی که حرف اول رو توی کشور می زنه فقط انتخاباته
نمی خواستم سیاسی بنویسم
اما ...................................
شمارش معکوس ساعتها شروع شده ، قلبها تو سینه بیشترازقبل می زنه ، اضطراب ودلشوره ونگرانی تو چهره طرفدارای کاندیداها موج می زنه ، همه چشمشونو به فردا دوختن ![]()
بازهم یه حماسه دیگه ویه حضور پرشور که ببینیم سرنوشت چی رقم می زنه ؟ ![]()
اما هرچی هست همه انتخابشونو کردن وبا دلیلهای خاص خودشون به این سوال ملی جواب مثبت می دن حالا خوب یا بد با خداشون باید تسویه حساب کنن
انشاءالله که با انتخابمون آقا امام زمان و جانشین عزیزشون رو از خودمون راضی نگه داریم
پرشور در پای صندوقهای رای![]()
درضمن یادمون باشه هرکی که رای آورد حتی اگه مقبول ما نبود
باید در ساختن ایران عزیزمون بهش کمک کنیم واگه کاری هم از دستمون برنمیآد براش دعا کنیم تا توفیق خدمت گذاری رو به ایرانی های عزیز داشته باشه
یاعلی
اونهائی که خوندیدن مال روز ۲۶خرداد بود اما از شانس من که وقت دوباره آپ کردن رو ندارم وانتخابات به مرحله دوم کشیده صلاح دیدم همین مطلب بمونه ،هرچی باشه امروز که ۳۱خرداده تا سوم تیر به روزه وهنوز کهنه نشده
اما چند خواهش :
۱- همه عزیزانی که توی مرحله اول رای ندادین (حالا به هر دلیلی) برای مرحله دوم خواهشا سهل انگاری نکنین و حضور داشته باشین
۲- سعی در تخریب هیچ کاندیدی نداشته باشید که ظلم بزرگی می کنین وبدونین عقیده هرشخصی برای خودش محترمه ونباید تحمیل کرد
۳-گرچه دوست نداشتم تا اعلام موضع بکنم اما اینجا به دلیل حساسیت موضوع اعلام می کنم که با انتخاب دکتر احمدی نژاد فصل تازه ای از کتاب انقلاب رو ورق بزنیم .بیائید با رای به این عزیزهوای تازه ای استشمام کنیم ورایحه خوش خدمت رو با تمام وجود حس کنیم
درضمن اگه دوست داشتین می تونین اطلاعات دیگه رو ازسایتشون بردارید
پس یه یاعلی دیگه تاپای صندوقهای رای
سلام ، سلامی گرم وصمیمی که در یه ظهر گرم خرداد ماه تقدیم همه دوستان وخوانندگان دوست داشتنی این وبلاگ می کنم
بعد یه غیبت تقریبا طولانی
دوباره اومدم ، اما نمی دونم چی بنویسم . اونقدر حرف و سوژه برای گفتن دارم که نمی دونم از کجا شروع کنم اما فعلا اومدم تا از یه چیز دیگه حرف بزنم
یادمه خیلی سالها قبل وقتی خرداد می شد خیلی خوشحال بودم وروز شماری می کردم تا روز یازدهمش برسه ، اون موقعها تو همون حال وهوای بچه گونه دوست داشتم هرسال ۱۱ خرداد روببینم وباخوشحالی به همه اطلاع بدم وهمه شادی کنند و........
اما از وقتی که خودم رو شناختم دیگه این روز برام اون رنگ وبوی بچگی رو نداره
از رسیدن این روز تو دلم غم می شینه ، ![]()
انگار که قراره اتفاقی بیفته ، نمی دونم چه حسی بهم اخطار میده که بازم یه سال گذشت ، یه سال که بیهوده گذروندی !احساس یه سال بیهودگی وپوچ بودن تو وجودم رخنه می کنه !!!
ازاینکه یه سال ازدفتر عمرم دوباره ورق خورد وهیچ چیز به درد بخوری توش دیده نمی شه منو به اوج رنج بی حسابی می بره که هیچ درمونی براش نمی بینم
همش تو همچین روزی ، وقتی برمی گردم وبه پرونده یکسال گذشته م نیگا می کنم وهیچ نقطه ای که بتونه منو بهش دلخوش کنه نمی بینم بیشتر ازخودم متنفر می شم وآرزو می کنم تا دیگه همچین روزی رو نبینم
هرسال بارسیدن ۱۱خرداد ازاینکه یه شاخه دیگه به درخت عمرم اضافه می شه احساس انزجار شدیدی نسبت به آینده ای که معلوم نیست چی جوری باید بگذره ؟پیدا می کنم
بگذریم ![]()
ولی با ظاهری شاد وقلبی مالامال غم به استقبالش می رم و از خدای خوبم می خوام تا همونطور که به عمرم اضافه می شه ،بهم توفیق بده تا این عمر وزمانی که در اختیارم قرار می ده -که بزرگترین سرمایه هرانسان در زندگی دنیائیشه-رو درراه خدمت و عبادت و رضایت خودش به کار گیرم
چون خودش فرموده "من اگر بجای بنده خودم بودم به بندگان دیگر خدمت می کردم "
از همتون صمیمانه تقاضا می کنم برام دعا کنید
تا از سرمایه عمرم به نحو احسن استفاده کنم
ممنونم که به حرفام توی" روز تولدم" گوش دادید![]()
یاعلی